|
|
|
|
|
آداب ايراني آدمیان بر اخلاق خویشاند تا مادام که خلاف هواء ایشان کرده نیاید و چون خلاف هواء ایشان کنند جمله خداوندان اخلاق کریم، خداوندان اخلاق لئیم باشند.. آداب < آداب و رسوم < ايران باستان برگرفته از وبگاه «آيين و اسطورههاي ايراني» نوشتههاي حسن نقاشي نگاهي به اخلاق، آداب و رسوم در ايران باستان آنچه از اخلاق و صفات و آداب و رسوم ايرانيان باستان ميدانيم اغلب از منابع غربي است، تاريخ نگاران يوناني و رومي با اينكه چندان علاقهاي به ايران و ايراني نداشته و از آنها تحت عنوان بربر ياد ميكردند با اين حال نميتوانستند منكر سجاياي اخلاقي و صفات حميده ايرانيان باشند. همه جا از گفتار، كردار و پندار نيك سخن رفته است، همه جا از بيگانگي ايرانيان از دروغ صحبت ميشود. ايرانيان به اطفال خود از پنجسالگي تا بيستسالگي فقط سه چيز ميآموختند: سواري و تيراندازي و راستگوئي. دروغگويي را بدترين عيب ميدانستند، دروغگو به دوزخ يا سراي ناپاكان و دروغپردازان ميرفت و گويا دروغ معاني مختلفي داشته است.پس از آن قرضداري را زشتترين معايب ميدانستند زيرا معتقد بودند كه مقروض مجبور است دروغ بگويد. مغان و آموزگاران به كودكان خود ميآموختند كه دروغ نگويند، وام نستانند، بدكاري و ستمگري روا ندارند، ميهن خود را دوست بدارند ، وفادار و مردم دوست باشند، ميخواره و شكمباره، گدامنش و هرزه داري و ژوليده و چركين بار نيايند، به آنان ياد ميدادند كه آب دهان در كوچه نيفكنند، در رودها و آبها ادرار نكنند، در معابر چيزي نخورند، به اندازه بخورند و بنوشند و احترام پدر و مادر را نگه دارند و ميگفتند، هرگز هيچ پارسي پدر و مادر خود را نكشته است ...
طبق نوشته هردوت مورخ يوناني، ايرانيان روز تولدشان را بيش از هر روز ديگري محترم ميداشتند و در اين روز بيشتر از ساير روزها غذا طبخ مينمودند. آنها در كوچه و بازار چيز خوردن و پيش روي ديگران جويدن را سخت ناروا ميدانستند. خشونتها و وحشيگريهاي برخي از اقوام بدوي، كه در مواجهه با مردم بيگانه زبانها بريدهاند و چشمها كنده و از سر بيگناهان منارها ساخته و يا از خون بيدست و پايان آسياها جاري كردهاند، در ايرانيان نيست و آنچه هم ديده ميشود عمدتا منشا غيرايراني دارد. بهترين دليل اين مدعا فتح بابل توسط كورش كبير ميباشد كه به خدايان و باور و دين مردمان بابل احترام گذاشته و آنها را نابود نكرد. http://naghashi.blogfa.com فقط به همين نكته دقت كنيد: پارسيان اطفال خود را در دادگاهها حاضر ميكردند تا محاكمات را گوش كنند و با دادگستري آشنا شوند. واقعاً در كجاي دنيا اين مكتب آموزشي و يادگيري را سراغ داريد، از كساني كه ارتباطي با دستگاه قضا دارند و اين متن را مطالعه ميكنند ميخواهيم پيشنهاد دهند كه فضاي مناسبي را براي احياي اين شيوه و ساير نكات ديگري كه در اين نوشته وجود دارد فراهم كنند. نوشته بالا واقعاً هر جملهاش، يك دنيا حكمت درون خود جاي داده، شما هم ميتوانيد با ايدهگرفتن از مطالب فوق، راهكارهاي خوبي را در سازوكارهاي پيرامون خود اجرا كنيد. ايده بديد. با ما در گروه آداب ايراني همراه شويد تا افزون بر آموختن فضيلتها، راه راستكاري، بزرگواي و رستگاري را با هم بپيماييم. نشاني ما: |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 10:52 توسط رهی رستگار
|
|
||